وبلاگ دانشجویی کودکان استثنایی سال 88

ویژگی های زیستی، حسی و حرکتی

شکل ظاهری:

اغلب دانش آموزان کم توان ذهنی (بیش از 90 درصد) از نظر نمای ظاهری تفاوت محسوسی با دیگر همسالان خود ندارند و تشخیص و تمییز آنها با یک نگاه سطحی امکان پذیر نیست.

حدود 10 درصد از کم توانان ذهنی دارای علائم بالینی هستند مثل سندرم داون، ماکروسفال ها، میکروسفال ها، کودکان مبتلا به کریتینیسم ، هیدروسفالی، فنیل کتونوریا

قد و وزن:

اغلب کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی از نظر قد و وزن تفاوت محسوسی با دیگر همسالان خود ندارند. البته شایان ذکر است که معمولاً وزن تولد کم توانان ذهنی هنگام تولد پایین تر از وزن بهنجار است.

وزن متوسط براي نوزادان در لحظه تولد،3/2 کيلوگرم مي باشد. اما نوزاداني که با وزني مابين 2/5 و 4/5 کيلوگرم به دنيا مي آيند نيز طبيعي محسوب مي شوند. قد نوزادان دختر و پسر در لحظه تولد حدود 50 سانتي متر است.

مهارت های حرکتی درشت و ظریف:

کودکان کم توان ذهنی معمولاً از نظر مهارت های حرکتی درشت، مثل ایستادن، نشستن، راه رفتن، خم شدن، دراز کشیدن، غلتیدن و چرخیدن تفاوت معنی داری با همسالان عادی خود ندارند. اما از نظر مهارت های ظریف حرکتی مثل هماهنگی چشم و دست، دویدن موزون ، لی لی رفتن، تسبیح نخ کردن، خط کشی روی خطوط ترسیم شده، استفاده از قیچی برای جدا کردن عکس از صفحه مجله، بالا رفتن از نردبان، دوچرخه سواری و راه رفتن روی تخته باریک کندی محسوسی دارند. بدیهی است در آن دسته از مهارت های ظریف حرکتی که متضمن بعد قابل توجه شناختی است، مثل درست کردن پل با مکعب های چوبی، تفکیک سریع پیچ و مهره ها بر اساس رنگ و اندازه و شکل، مشکل بیشتری از خود نشان می دهند.

کم مهارتی یا تنبلی حرکتی :

کودکان کم توان ذهنی معمولاً دچار یک نوع کم مهارتی(دست و پاچلفتگی) و کندی حرکتی اند. برای مثال در پوشیدن لباس و کفش و آماده کردن وسایل و لوازم مدرسه، نوشتن دیکته، غذا خوردن، مهیا شدن برای رفتن به میهمانی، خروج سریع از کلاس برای استفاده از زنگ تفریح و غیره با کندی و کم مهارتی محسوس روبرو هستند.

بینایی و شنوایی:

کودکان کم توان ذهنی معمولاً از نظر بینایی و شنوایی دچار نارسایی های محسوس و نامحسوس هستند و درصد کودکان کم توان ذهنی که نیاز به عینک و سمعک دارند به طور چشمگیری بیشتر از کودکان عادی همسال شان است.

لامسه، بویایی و چشایی:

کودکان کم توان ذهنی عموماً به دلیل ضعف کلی در کنش های مغزی و نظام عصبی در تشخیص لمسی، بویایی و چشایی نیز به طور محسوسی نسبت به همسالان خود کند بوده، از مهارت های لازم برخوردار نیستند.

این کودکان اغلب قادر نیستند تفاوت های ظریف سطوح اشیای مختلف را با لمس کردن تشخیص دهند یا با چشمان بسته و صرفاً با بو کردن ، اسامی گل ها و خوراکی های مختلف را بازگو نمایند. این کودکان همچنین در تشخیص و تمییز سریع خوراکی ها و مزه های گوناگون با مشکلی محسوس مواجهند.

آسیب پذیری جسمانی:

کودکان کم توان ذهنی از نظر آسیب پذیری جسمانی و ابتلا به بیماری ها به ویژه بیماری های عفونی، مستعدتر از همسالان عادی خود هستند و خستگی بدنی، خواب آلودگی و بی حوصلگی بیشتری نسبت به دیگران نشان می دهند. این کودکان در بهداشت و نظافت بدن و مراقبت های لازم از دهان و دندان نیازمند راهنمایی و مساعدت بیشتری هستند.

دستگاه گویایی و تکلم:

اغلب کودکان کم توان ذهنی تأخیر جدی در رشد کلامی داشته، از نظر گویایی و تکلم از روانی و سلاست لازم برخوردار نیستند. با اینکه اختلال گویایی کودکان کم توان ذهنی عمدتاً به دلیل ضعف عمومی در کنش ذهنی آنها است اما چگونگی سلامت دستگاه گویایی آنها نیز تأثیر قابل توجهی در تکلم و شمرده صحبت کردن آنها دارد. برای تکلم صحیح علاوه بر قابلیت ذهنی، سلامت دستگاه گویایی( لب ها، زبان کوچک، سقف دهان، لب ها و دندان ها) نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.

ویژگی های ذهنی و شناختی

هوشبهر:

هوشبهر دانش آموزان کم توان ذهنی به طور قابل ملاحظه ای پایین تر از میانگین هوش همسالان شان است.

از نظر آماری حدود 2/5 درصد جمعیت هر کشور دچار درجاتی ازکم توانی ذهنی است.

توانایی تحصیلی:

دانش آموزان کم توان ذهنی به دلیل محدودیت ظرفیت هوشی نمی توانند با همسالان عادی خود به رقابت تحصیلی بپردازند.

اصلی ترین مشکل این کودکان در یادگیری دروس آموزشگاهی در زمینه خواندن است.

برای کودکانی که تازه وارد مدرسه می شوند،خواندن به مثابه پیچیده ترین فرایند ذهنی که مستلزم هماهنگی و ادراک بصری، نگاهداری ذهنی، بازشناسی، رمزگردانی و بازگویی نمادهای مکتوب است، کار بسیار مشکلی است.

بسیاری از کودکان قبل از ورود به مدرسه از عهده مشق نویسی(رونویسی و کپی کردن)، نقاشی خطوط، حروف، کلمات و تصاویر برمی آیند و عمدتاً با مفاهیم اصلی ریاضی (کم، زیاد، کمتر، بیشتر، بالا، پایین، بزرگتر، کوچکتر، اول، بعداً، جلو، عقب و ...) سر و کار داشته اند، اما آمادگی فرصت و تجربه خواندن به معنای دقیق کلمه را نیافته اند. به همین دلیل مهمترین کنش ذهنی در سال های آغازین مدرسه برای همه کودکان، به ویژه کودکان کم توان ذهنی مهارت خواندن است.

به طور کلی در رابطه با توانایی تحصیلی هر قدر مواد آموزشی عینی تر و کاربردی تر باشد، قدرت یادگیری کودکان کم توان ذهنی افزایش می یابد.

محدودیت در خزانه لغات و واژگان:

کودکان کم توان ذهنی به دلیل ضعف در یادگیری و کم توانی در درک مفاهیم و معانی کلمات و اصطلاحات غیرکاربردی و واژه های انتزاعی، مجموعاً از خزانه لغات بسیار محدودی برخوردارند.

توجه و پردازش اطلاعات:

یکی از ویژگی های برجسته دانش آموزان کم توانی ذهنی سطح تمرکز ضعیف شان در موقعیت یادگیری رسمی است. آنها به ویژه در توجه انتخابی، حفظ توجه، تقسیم توجه بین ابعاد مختلف تکلیف و توالی پردازش اطلاعات بیشترین مشکل را دارند.

توجه ضعیف، توانایی دریافت اطلاعات و یادگیری از طریق مشاهده و تقلید را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد

تا حدودی به خاطر توجه ضعیف (البته در مواردی نیز به دلایلی دیگر) دانش آموزان کم توان ذهنی، پردازش اطلاعات و پاسخ دهی شان زمان زیادی طول می کشد.

حافظه:

دانش آموزان کم توان ذهنی از نظر حفظ و به خاطر سپردن اطلاعات سمعی و بصری، با محدودیت فوق العاده ای مواجهند.

این دانش آموزان راهبرد مؤثری نیز برای به خاطر سپردن اطلاعات مهم یا تشخیص اینکه چه زمانی اطلاعات باید به خاطر سپرده شوند، ندارند

استرنبرگ (2003) معتقد است که نقایص حافظه افراد کم توانی ذهنی ناشی از عدم رشد فرایندهای فراشناختی مهمی است که به پیوند بین اطلاعات جدید با اطلاعات قبلاً آموخته شده آنها کمک می کند.

بسیاری از دانش آموزان کم توان ذهنی در ذخیره سازی اطلاعات در حافظه بلندمدت مشکلات زیادی دارند .

صرف نظر از علت اصلی مشکل، تأثیر محدودیت در حافظه این است که ذخیره سازی اطلاعات زمان زیادی طول می کشد و نیازمند تکرار بسیار زیاد است.

محدودیت در تفکر انتزاعی
(تفکر، استدلال و رشد مفاهیم):

تفکر و استدلال فرایندهای شناختی پیچیده ای هستند که مواردی از قبیل: استفاده مناسب از اطلاعات ذخیره شده و مفاهیم قبلاً کسب شده، توانایی برقراری ارتباط بین اطلاعات جدید با اطلاعات قبلاً آموخته شده، سوال کردن، تشخیص رابطه علت و معلولی، نظارت و بازخورد، فرضیه سازی و آزمون فرضیه ها، استنتاج و رشد عقاید و دیدگاه ها را شامل می شوند. افراد کم توان ذهنی آشکارا در زمینه تفکر و استدلال ضعف عمده دارند و همین امر حل مساله و برنامه ریزی پیشرفته را برای آنها بسیار دشوار می سازد.

مفهوم:

مفهوم را می توان به عنوان تصویر ذهنی تعریف کرد که همه ویژگی های ضروری یک شیء، موقعیت یا یک ایده را دربردارد

فرایند مفهوم سازی شامل طبقه بندی و پیوند ماده های اطلاعاتی با یکدیگر براساس خصوصیات مشترک بین آنها است. برای مثال مفهوم خانه، دانش تصویری ما از ظاهر بیرونی و مدل های مختلف خانه، آگاهی از چیدمان درونی اتاق ها و کارکردشان و نوع کاربری هرخانه را در برمی گیرد. همچنین ما این مفهوم را در درون مفهوم بزرگتری به نام «ساختمان» جای می دهیم. دانش مفهومی را می توان به عنوان شبکه اطلاعات به هم پیوسته در نظر گرفت که تفکر را تسهیل می سازد.

دانش آموزان کم توان ذهنی نسبت به دانش آموزان عادی در ایجاد ارتباط بین اطلاعات و یکپارچه سازی ماده های اطلاعاتی جدا از هم، مهارت بسیار کمتری دارند. در نتیجه رشد مفهوم در آنها بسیار کندتر است و همین محدودیت مفاهیم، توانایی تفکر و استدلال آنها را محدود می سازند.

ضعف در تشخیص موقعیت های مطلوب:

یعنی این کودکان گاهی به خوبی نمی دانند در کدام شرایط یا موقعیت خاص رفتار متناسب و مطلوب آموخته شده را نشان دهند. برای مثال پوشیدن لباس گرم، رفتاری مطلوب برای شرایطی است که هوای محیط سرد است اما این بچه ها عموماً برای پوشیدن لباس مناسب، به لحاظ عدم قدرت تشخیص موقعیت، نیاز به راهنمایی و هدایت دارند.

ضعف در تعمیم موقعیت های مطلوب:

دانش آموزان کم توان ذهنی علاوه بر ضعف در تشخیص موقعیت های مطلوب، در تعمیم یادگیری ها و موقعیت های مطلوب نیز با مشکل قابل توجه مواجهند. برای مثال این کودکان سلام کردن به بزرگترها را به عنوان یک رفتار مطلوب می آموزند، و یاد می گیرند که به بزرگترها( پدر، مادر و معلم) سلام کنند، اما به لحاظ همان محدودیت ذهنی، ایشان بعضاً مفهوم بزرگترها را در مدار مصادیق عینی معلم و پدر و مادر و احیاناً خاله و عمو ... یافته، در تعمیم این رفتار مطلوب و سلام کردن به میهمان غریبه ای که وارد منزلشان می شود و یا پزشکی که به مطب او می روند، با مشکل مواجه می شوند.

انتقال یادگیری:

رفتار هوشمندانه با توانایی کاربرد آموخته ها در موقعیت های جدید مرتبط هستند. در بافت یادگیری تحصیلی، تعمیم دهی وانتقال زمانی اتفاق می افتد که چیزی که در یک زمان و در یک مکان خاصی آموخته شده است، در بافت دیگری مورد استفاده قرار گیرد

غالباً برای دانش آموزان کم توان ذهنی تعمیم دهی یک مانع جدی است. زیرا یادگیری شان فوق العاده وابسته به موقعیت بوده و به ندرت خودبخود آنچه را که در یک مکان یاد گرفته اند را به بافت های جدید انتقال می دهند

این دانش آموزان فقط در صورتی که در محیط های طبیعی آموزش ببینند، تعمیم داده و می توانند دانش و مهارت های آموخته شده را در بافت های جدید مورد استفاده قرار دهند.

ویژگی های عاطفی

نگرش:

زمانیکه کودکان و نوجوانان از نگرشی مثبت ، پویا و خوشایند نسبت به مدرسه و درس و معلم برخوردارند، بیشترین تلاش را برای کسب تجارب موفقیت آمیز نشان می دهند. متأسفانه درصد زیادی از کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی به دلایل عدیده، از جمله انتظارات فوق العادۀ والدین و اطرافیان ، ناتوانی در رقابت با همسالان، فراوانی تجارب ناموفق در حسن انجام امور شخصی و پاسخ به محرک های محیطی،تهدیدها و تحقیرهای مستقیم و غیرمستقیم دیگران،آزردگی های عاطفی وتنبیه های احتمالی جسمی و روانی و ناکامی های مکرر در فعالیت های درسی و رقابت های تحصیلی ، نگرشی مثبت و خوشایند به مدرسه و فعالیت های ذهنی، یادگیری های کلامی و آزمون های آموزشگاهی ندارند.

انگیزش:

معمولاً در سال های اولیه، دانش آموزان کم توان ذهنی ذهنی خفیف یا متوسط برای یادگیری از انگیزش بهنجار برخوردارند. با این حال از آنجایی که در مدرسه مشکلات و شکست های زیادی را تجربه می کنند، اثرات ناشی از انباشتگی این شکست ها و مشکلات، بسیار سریع اعتماد به نفس آنها را از بین برده و تلاش و کوشش لازم در آنها کمتر و کمتر می شود. آنها ممکن است منفعل و وابسته شده و در انجام کارها منتظر کمک دیگران (معلم، دستیار معلم و یا همسالان) شوند یا ممکن است آنها در کلاس سرکش شوند تا بدین وسیله با احساس قدرت کمبود خود در زمینه های دیگر را جبران نمایند. همچنین برخی از آنها ممکن است دچار درماندگی آموخته شده شوند. یعنی ممکن است این انتظار در آنها شکل بگیرد که هرچیزی که معلم از آنها می خواهد تا انجام دهند، بسیار مشکل بوده و منجر به شکست خواهد شد.

برخورداری از نگرش مثبت در مور حیات فردی و اجتماهی ، مقدمۀ ضرووری برای رویش جوانه های تلاش و به فعلیت رسانیدن ظربیت های ذهنی و قابلیت های شخصی است . فراهم شدن فضای مطلوب خانوادگی ، غنی بودن محرک های محیطی ، اتخاذ مناسب ترین و مؤثرترین شیوه های تربیتی، ایجاد آمادگی های ذهنی و انجام تغییرات مثبت شناختی ، تقویت رفتارهای سازش یافته و ارائه پاسخ های قابل قبول ، اجتناب از تهدید، تحقیر و تنبیه، تأکید برتأیید و تشویق مستمر تلاش های کودکان و نوجوانان، از کارامدترین عوامل ایجاد تحول و تقویت انگیزه است .

از آنجا که کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی عمدتاً بنابه دلایلی که به برخی از آنها اشاره شد، دچار ضعف قابل توجه انگیزشی اند، در تعلیم و تربیت و توانبخشی این کودکان باید پیش از هر چیز دیگر به این مسئلۀ مهم توجه شود، چرا که ظرفیت واقعی ذهنی و رفتار هوشمندان، قابل انتظار از ایشان ، فقط زمانی می تواند متبلور گردد که این کودکان از بیشترین آمادگی روانی و بالاترین انگیزه برخوردار باشند . بدیهی است که کانون شاد خانواده ، کلاس درس پر نشاط ، بهره گیری از وسایل سمعی و بصری ، رایانه های آموزشی ، هنر های نمایشی ، بازی و حرکات ورزشی منظم و گروهی ، از عوامل مهم در برانگیختی روانی است .

اعتماد به نفس:

قوت اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان در گرو فراوانی تجارب موفقیت آمیز آنها در خانه و مدرسه، معاشرت ثمر بخش با همسالان ، واکنش های تشویق آمیز اطرافیان ، تأیید و تکریم مستمر شخصیت ایشان توسط الگوهای مطلوب بزرگسال، همانند اولیا و مربیان است . بدون شک ناکامی های مکرر کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی در موقعیت های گوناگون ، عدم توفیق لازم در برخورداری از روابط متقابل و سودبخش اجتماعی، محرومیت از دریافت تشویق ها و تأییدهای الگوهای بزرگسال، تنبیه های احتمالی و ده ها عامل باز دارندۀ دیگر ، مانع قوت اعتماد به نفس و جرأت ابتکار عمل در این قبیل کودکان می شود .

احساس خود ارزشمندی:

فقدان نگرش های مثبت ،مولد و خوشایند نسبت به پدیده های گوناگون، عدم تعامل بین فردی ، فقدان مشارکت های گروهی و مسئولیت پذیریهای اجتماعی و عدم برخورداری از اعتماد به نفس مطلوب ، مانع رشد و شکوفایی احساس خود ارزشمندی و حرمت نفس مناسب و در خور در کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی می شود .

خودمدیریتی:

خودمدیریتی (یا خودتنظیمی) برای کارکرد مستقل در زندگی مهم است. این اصطلاح نه تنها به کنترل رفتار و تکانه های فرد توسط خودش اشاره دارد، بلکه روشی که فرد تکالیف روزمره را (با انتخاب هدف های مربوط، مدیریت مواد و وسایل، برآورده کردن انتظارات و استفاده مفید از زمان) به طور کارآمد انجام می دهد، را نیز دربر می گیرد.

دانش آموزان کم توان ذهنی مهارت های خودمدیریتی را بدون راهنمایی معلمان، والدین و همسالان بروز نمی دهند. به ویژه کودکانی که در محیط خانواده بیش از حد مورد حمایت قرار می گیرند، در این زمینه ضعف بیشتری نشان می دهند.

مهارت های اجتماعی:

دانش آموزان کم توان ذهنی به راحتی در گروه همسالان شان پذیرفته نمی شوند (و بعضی از آنها آشکارا طرد می شوند)، زیرا فاقد مهارت های اجتماعی پایه هستند که آنها را قادر سازد تا با دانش آموزان دیگر به راحتی ارتباط برقرار نموده و دوست شوند. البته زمانی که این دانش آموزان مشکلات زبان و گفتار و اختلالات رفتاری نیز دارند، شرایط بدتر هم می شود.

 

[ چهارشنبه 18 آبان1390 ] [ 20:8 ] [ محبوبه دریابر ]

[ ]

       

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه