مصاحبه با یک روشندل
۲۳مهر ماه، روز جهانی عصای سپید رو بهتون تبریک میگم
یه مصاحبه از یه دوست نابینا از کانون فانوس داشتم،برام حرفاش
جالب بود...
معصومه رضايي، دانشجوي ترم پنج ادبيات فازسي دانشگاه شيراز
- دنياي نابينايان چه رنگيه؟ اگه از خودتون بپرسن دنياتون چه رنگيه،خوب چه
رنگيه ،اگه كسي هم دنيا رو نديده براش رنگ خاصي نداره،آدم هر وقت ناراحته
فكر ميكنه كه چقد دنيا سياه وتاريكه،هر وقت هم خوشحاله دنيا براش روشنه و زيبا.
-تصورتون از زيبايي؟ اگه منظور از زيبايي يه شاخه گل باشه،با لمس كردنش يا
مثلا توي ساحل قدم زدن و گوش دادن به صداي موج ها اوج زيباييه، يا وقتي
ميريم بيرون همه ميگن اين كه چيزي نميبينه،ميره جنگل چي ببينه،اما همين
استشمام طراوت و پاكيزگي هواي جنگل اوج زيباييه.
- خدا در يك جمله؟ هر كس خودشو بشناسه، خداي خودشو مي شناسه.حتما كسي
نبايد الهيات خونده باشه، ما مي تونيم حتي توي بي سوادي خدا روبشناسيم.
خواستتون از افرادعادي؟ مثل بقيه باهامون رفتار كنن،كاملامعمولي، نه اونقدر
بي تفاوت، نه اونقدر ترحم آميز.-
- يه خاطره بد؟ چند روز پيش با خط واحد خواستم خوابگاه پياده بشم، اشتباهي
میدون علم پياده شدم، با توجه از تصورم از خوابگاه اومدم وسط خيابون، يه آقايي
موضوع رو فهميد و خواست برام تاكسي بگيره، فكر كردم شايد مشكلي پيش بياد و
نخواستم ولي تا به خودم اومدم سوار تاكسي بودم، اولين بارم بود تنهايي سوار
تاكسي ميشدم. اون لحظه خيلي تلخ بود ولي الان بهش مي خندم. كاش راننده ها
هر ايستگاه رواعلام كنن.
- حرف آخر؟ اميدوارم روزي برسه كه افراد نابينا هيچ مشكلي در جامعه نداشته
باشن و بتونن از تمام حق و حقوقشون مثل افراد عادي برخوردار بشن.
بعضی از ما از بعضی دیگر تواناتر هستیم...