چرا بچه ها فکر می کنند لولوخورخوره هست؟
برخی از ترس های کودکی که اثر روانی بدی روی کودک داشته است، متاسفانه در بزرگسالی نیز برای او آزار دهنده و غیر قابل فراموشی است. خیلی از کودکان دچار فوبیای تاریکی هستند.
برخی از ترس های کودکی که اثر روانی بدی روی کودک داشته است، متاسفانه در بزرگسالی نیز برای او آزار دهنده و غیر قابل فراموشی است. خیلی از کودکان دچار فوبیای تاریکی هستند.
میخاستم یه سایت رو بهتون معرفی کنم که مطالب بسیار مفیدی رو دربرداره.
عنوان این سایت ،بانک اطلاعات ایران هست که شامل تازه ترین نسخه های ثبت شده از مجلات عضو همراه با نسخه الکترونیکی متن مقالات می شود.
ماهنامه تعلیم و تربیت استثنایی هم جزئی از این مجلات هست.
این نشریه از سال 1372 شروع به انتشار کرده است. قابل ذکر است که اساتید مجربی همچون خانم دکتر شهلا البرزی و جناب دکتر همتی جزء هیئت تحریریه این نشریه می باشند.
آدرس سایت: http://www.magiran.com
من توی کتابا و صحبتای اساتید و حتی حرف های خودمون زیاد درباره نحوه برخورد با کودکان با نیازهای خاص شنیدم.
اما به نظرتون در عمل هم همینطوری برخورد می کنیم؟!
فک میکنین بهترین روش حمایت از کودکان استثنایی چیه؟
درک کردن آنها؟ دلسوزی برای آنها؟و یا اینکه حمایت مالی و حمایت اجتماعی آنها؟
یادمون باشه فقط شعار دادن نیست...باید عمل کرد...
هرگز این 7 قول را به فرزندتان ندهید.
والدین از وعده و وعید دادن به فرزندان خود به چند دلیل استفاده می کنند:
برای رشوه دادن به فرزند جهت انجام کاری که خودشان می خواهند، اجتناب از
برخورد احتمالی با فرزندشان، ناامید نکردن فرزند و ایجاد امید در
او. ولی بچه ها وقتی نوبت به قول می رسد بسیار سمج می شوند و شکستن قول و
عهدتان با آنها در واقع اعتماد او به شما را از بین می برد. در اینجا به
چند قول و وعده و وعید که معمولاً والدین می دهند (و آنها را می شکنند!)
اشاره می کنیم و توصیه هایی برای والدین می آوریم.
1. "قول میدم درد نداشته باشه."
باید بدانید که درد یک امر درونی است، پس وقتی بانداژ شما را برمی دارند
زیاد برایتان مهم نیست، ولی فرزندتان حس دیگری دارد. بجای آنکه قول بدهید
که اصلاً درد ندارد، بگویید که ممکن است کمی درد داشته باشد، ولی خیلی زود
تمام می شود.
---------------------------------
2. "قول میدم قبل از اینکه خوابت ببره بیام خونه."
در مورد موقعیت ها و شرایطی که خارج از کنترل شما هستند – مانند ترافیک و
جلسات دقیقه نودی – مراقب باشید. بجای آن بگویید: "قول میدم تمام تلاشمو
بکنم و قبل از اینکه بخوابی خونه باشم."
---------------------------------
3. "قول میدم هفته دیگه ببرمت پارک با دوستت بازی کنی، ولی امروز نه."
بچه ها همیشه جزئیات را به یاد دارند. اگر بگویید هفته دیگر، یادشان می
ماند. سعی کنید گزینه واقع گرایانه تری بدهید: "بذار با مامان دوستت حرف
بزنم و قرار بذاریم بریم پارک."
---------------------------------
4. "قول میدم اگه اتاقتو مرتب کنی، ببرمت بیرون بستنی بخرم برات."
رشوه دادن به فرزندتان به او خودکفایی را یاد نمی دهد. قول دادن و رشوه
دادن را فراموش کنید و در عوض به او کمک کنید عواقب موضوع را درک کند.
مثلاً چنین چیزی بگویید: "اسباب بازی هاتو جمع کن تا کسی روشون نیفته خراب
بشن."
---------------------------------
5. "قول میدم اگه مشقاتو انجام بدی، باهوش ترین بچه کلاس بشی."
به او کمک کنید تا ارزش یادگیری را بفهمد، نه اینکه تمرکز او را به سمت
بهترین بودن جلب کنید. بهتر است بگویید: "انجام دادن تکلیف شب باعث می شه
که رشد کنی و چیزای زیادی یاد بگیری."
---------------------------------
6. "قول میدم که فردا روز بهتری باشه."
والدین می خواهند همه چیز را برای فرزندانشان بهتر کنند، ولی گاهی آنچه
بچه ها بیش از همه به آن نیاز دارند، این است که احساساتشان درک و پذیرفته
شود. جمله بهتر این است: "به نظر می رسه که امروز روز سختی برات بوده."
---------------------------------
7. "قول میدم که دفعه دیگه برای تولدت بریم مسافرت."
فرزندتان ناامیدانه چیز خاص و ویژه ای از شما می خواهد و شما ناامیدانه می
خواهد آن را به او بدهید، ولی چیزهای بزرگ و گرانی مانند سفر نیاز به پول و
برنامه ریزی دارد. فرزندتان را در برنامه ریزی ها دخالت دهید تا بهتر وسعت
آن را درک کند. مثلاً بگویید: "منم فکر می کنم تو این مسافرت بهمون خیلی
خوش بگذره. پس بذار براش پول پس انداز کنیم."
مترجم:زارعی-شکارچی-اسفندیاری-دریابر
انتخاب کلمات
وقتی احساسات بیان می شود، و گفته شود که "من احساس خوبی ندرام"، به اندازه گفتن "من مریض هستم و قلبم درد می کند" کمک نمی کند.گفتن "من نمی خواهم به سینما بروم" به اندازه گفتن "در جاهای شلوغ من احساس راحتی ندارم.من را می ترساند" مفید نمی باشد.
داشتن مهارت های اجتماعی خوب مستلزم قادر بودن به استفاده موثر از ابزار های ارتباطات است-کلماتی که بچه ها انتخاب می کنند و چگونگی بیان کلمات ، چه با حالت چهره و چه با حالت بدن مفهوم آنها را پشتیبانی می کند.
کلمات چگونه بیان شوند
تاکید کردن بر روی کلمات مختلف در جملات معانی مختلفی را میرسانند.
سرعت سخن گفتن،وقتی با عجله باشد، به شنونده می گوید که گوینده عجله دارد، یا هیجان زده یا عصبانی است.و وقتی آهسته گفته شود ، شنونده می تواند حدس بزند که گوینده تنبل،باآرامش،خواب آلود یا حتی اینکه نامطمئن است.
مکث در صحبت کردن باعث می شود که اجازه فکر کردن به بقیه دهی،یا به شخص دیگری اجازه حرف زدن بدهی در میان صحبت های خود.
سخنرانی بصورت یکنواخت-بدون استفاده از گام های مختلف- معنی را کاهش می دهد و توجه شنونده را جلب نمی کند
حالات صورت
صورت یکی از مهمترین قسمت بیانی از بدن است و می تواند نمایش دهد،بعلاوه برای درک احساساتی از قبیل خوشحالی، غمگینی و ناراحتی،و احساسات ظریف تر هماننده شک،عصبی بودن،امیدوار بودن،مسرور و با نشاط بودن و شرمنده بودن.
برخی از عبارات صورت بیش از یک معنی دارند.در این شرایط تماشاگر نیاز به دانستن اتفاقات قبلی دارد تا این عبارت صورت را حدس این بسیار سخت است،مخصوصا برای کودکانی با اختلالات وهم گرایی.برای مثال یک اخم می تواند نشان دهنده فکر کردن عمیق یک فرد باشد،تلاش برای یافتن یک راه حل برای یک مسئله یا تلاش برای تصمیم گیری برای انجام یک کار یا نشان دهنده رنج کشیدن باشد.معلم به شاگردی که اذیت می کند اخم می کند.کودکان ممکن است اخم کنند وقتی فعالیتی که برای آنها در نظر گرفته ایم را نمی فهمند. بدرستی حدس بزند.
یک پوستر در کلاس نمایش دهید که یکسری عبارات بدن را نشان دهد و کودکان را تشویق کنید که برخی از اینها را کپی کنند و در زمان مناسب از آنها استفاده کنند.کودکانی که با نشان دادن حالات خود مشکل دارند می توانند با نشان دادن این تصاویر حالت خود را بیان کنند.این می تواند برای آموزش به کودکانی که نیاز به آموزش های ویژه هم دارند مناسب باشد.
زبان بدن
سه ویژگی که در طرز قرار گرفتن، ژست و حرکات بدن ظاهر می شوند وهرکدام درجای خود کاربردی اند که عبارتند از:
1-کمرویی یا ترسویی با ویژگی های زیر همراه است:
من من کردن، با سر خمیده و دولا دولا راه رفتن، با استرس انگشتان را کش دادن یا جویدن ناخن ها،خم کردن دست ها بر روی هم و حالت حفاظتی به خود گرفتن،نزدیک نگه داشتن پاها به همبرای به حداقل رساندن فضایی که بدن اشغال می کند و ایستادن در مقابل شخصی دیگر در فاصله ای دورتر نسبت به فاصله ای که یک شخص با اعتمادبه نفس درمقابل فرد دیگر می ایستد،افرادی که حالاتشان نشانگر کمرویی است بیشتر مستعذ این هستندکه با آنها غیر منصفانه برخورد شود.
2- پرخاشگری با حالات زیر همراه است:
فریادزدن،استفاده از لحن طعنه آمیز،نیش دار و متهم کننده،نگه داشتن وضعیت بدن درحالت بسیار صاف و مستقیم تا جایی که شخص برای القای حس ترس در دیگران از قامتش استفاده می کند،خیره نگاه کردن به شخص دیگربه طور مداوم و طولانی مدت، محکم مشت نگه داشتن دست ها،پاها از هم فاصله دارند و بدن کمی به جلو خم است به طوری که شکل حمله کردن به خود دارد،با فاصله بسیار نزدیک نسبت به شخص دیگر ایستادن، کسانی که زبان بدنشان دال بر پرخاشگری است می توانند باعث عصبی شدن و ترس دیگران شوند و افراد دیگر تمایل کمتری به دوست شدن با آنها از خود نشان می دهند.
3- اعتماد به نفس با ویژگی های زیر همراه می شود:
صحبت کردن واضح و شفاف ومحکم با لحن معتدل که به خوبی زیر وبم می شود،صاف نگه داشتن بدن در حد طبیعی و آرام، داشتن نگاهی که با نگاه شخص دیگر گره می خوردو گهگاه این نگاه گرفته می شود،نگه داشتن دست ها به صورت راحت در دوطرف و فاصله کم پا از هم،خم کردن بدن به جلو هنگام صحبت کردن و نشان دادن علاقه وتوجه،حفظ کردن فاصله راحت و مناسب بافردمقابل کسانی که زبان بدنشان گویای اعتماد به نفس آنهاست بیشترمورد احترام دیگرانند،به نظرشان بهای بیشتری می دهند و احتمال اینکه مظلوم یا قلدر شناخته شوند خیلی کم است.
برقراری ارتباط با نگاه
از برقراری ارتباط با نگاه در این موارد استفاده می شود:
-نشان می دهد که شما با چه شخصی درحال صحبت هستید.
-به سخن شما تآکید می بخشد و جدی گرفته می شوید.
-شما با نگاهتان قادر به رساندن مفهوم“نه“ به دیگران هستید.
-شما قادرید که اگرکسی به سخنانتان گوش نمیدهد،اوراببینید.
-می توانید نشان دهید که قابل اعتماد هستید!اگر ارتباط چشمی راقطع کنید نشان می دهد که شما مقصر و گناهکارید.
-اگر چیزی را دوست ندارید،میتوانیدبانگاهتان نشان دهید(نادیده گرفتن)
-می توانیدنشان دهید که به شدت مجذوب شخصی شده اید.
پیوسته خیره شدن،پرخاشگرانه است یا نشان می دهد که فرد توانایی های اجتماعی پایینی دارد.
به ندرت نگاه کردن به چشمان فرد مقابل،خاص یک فرد کمرو،عصبی و با اعتماد به نفس پایین است و گاهی نشان دهنده فریب دادن است که فرد دارد موضوعی را پنهان می کند.
معمولا افراد وقتی رودرروی هم قرار می گیرند،نگاهشان گاهی برای یک یا دو ثانیه از هم گرفته می شود.وقتی فردی سخت در فکرفرو رفته یا چیزی را بیاد می آورد،نگاهش را مدت بیشتری از طرف مقابلش می گیرد.
گاهی کم نگاه کردن به دیگران موقع برقراری ارتباط نشان دهنده اینست که فرد افسرده وناراحت است.
استفاده از ابزار های ارتباطی
در سناریویی که می بینید ، برای نمونه ارائه شد از کودکان خواسته شده که درباره اینکه در آن موقعیت چه احساسی دارند، فکرکنندوکلمه هایی را انتخاب کنند که آن احساس را بیان میکند.
آنها همچنین باید بررسی کنند که چگونه کلمات را بیان می کنند.
(چهره آنها چگونه دیده می شود،آیا درحالی که ارتباط چشمی برقرارکرده اند،بدنشان ممکن است که گفته ها و احساس آنها را تایید کند؟)
بعضی افراد به صورت عمدی با زبان بدنی شان در پیام غلط دادن بسیار ماهرند و مردم را گول می زنند.
بعضی افراد به صورت خاص آموزش می بینند که تغییرات کوچکی را که در افرادی که این سو و آن سو را نگاه می کنند یا به طور پیوسته به فرد نگاه می کنندرا در آن افراد تشخیص دهند.
روان شناسان این مهارت را برای تلاش در پیدا کردن اینکه درمانجو در واقع چه احساسی دارد و به چه چیزی فکر می کند، استفاده می کنند و فایده زیادی در هدایت و درمان دارد.
پلیس این مهارت را برای تلاش در افشاکردن افرادی که دروغ می گویند به کار می برند.
آشکار کردن زبان بدنی در دروغگویی شامل این موارد می شود:
-سرخ شدن-عرق کردن-ارتباط چشمی کم-وضع ایستادن عصبی و هیجان زده-جویدن لب-خاراندن بینی
فرمی که پیش رو دارید، مربوط به مدرسه است و توسط معلم و کادر دفتری با دقت کامل میشود
این فرم را در درس مشاوره با کودک که توسط خانم دکتر بشاش ارائه شد، تهیه کردم.
لازم به ذکر است که این فرم می تواند طوری تهیه شود که توسط مدرسه و معلم و همچنین خانواده و آشنایان کامل شود.
Inter-relationships among attachment to
mother and father, self-esteem, and career indecision
ایمن یوال (2009) رابطه بین دلبستگی به والدین ، عزت نفس و تردید در تصمیم گیری حرفه ای را مورد بررسی قرار داد. در نمونه ای که روی 241نفر از نوجوانان انجام دادند، تردید در تصمیم گیری حرفه ای در رابطه با عزت نفس و دلبستگی به عنوان متغیر واسطه ای مورد تایید قرار گرفت.
در این پژوهش نتایج نشان داد نوجوانانی که دلبستگی بیشتری نسبت به والدین خود نشان دادند، تصمیم گیری شغلی راحت تری هم داشتند.
منابع كارشناسي ارشد رشته روانشناسي و آموزش كودكان استثنايي
آمارو روش تحقيق
1- آمار و احتمالات كاربردي ، علي دلاور ، انتشارات رشد
2- روش تحقيق در علوم تربيتي و روانشناسي ،علي دلاور ، نشر ويرايش
3- روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی ، بیابانگرد (جلد اول) ، نشر دوران
روانشناسي رشد
4- رشد لورااي برك جلد 1و2 (تاكيد بيشتر بر جلد 1) ، يحيي سيد محمدي ، انتشارات ارسباران
5- روانشناسي ژنتيك دكتر منصور و دادستان جلد 1و2 (تاكيد بيشتر بر جلد 1) ، اتشارات سمت
6- نظريه هاي رشد ، ويليام سي كرين ، ترجمه خوئي نژاد ، انتشارات رشد
7- روانشناسي رشد ، عبدالحسين فرهنگي ، انتشارات پوران پژوهش
روانشناسي عمومي
8 - زمينه روانشناسي هيلگارد و اتكينسون ، ترجه براهني و همكاران ، انتشارات رشد
9- روانشناسي عمومي ، دكتر حمزه گنجي ، انتشارات ارسباران
روانشناسي تربيتي
10- روانشناسي پرورشي نوين ، دكتر علي اكبر سيف ، نشر دوران
روانشناسي و آموزش و پرورش كودكان استثنايي
منابع اصلي :
1 1- كودكان استثنايي ( مقدمه اي بر آموزش ويژه ) ، هالاهان و كافمن ، ترجمه عليزاده و همكاران ، نشر ويرايش يا ترجمه مجتبي جواديان ، انتشارات آستان قدس رضوي
12- روانشناسي و آموزش كودكان استثنايي ، سيف نراقي و نادري ، انتشارات ارسباران
13- روانشناسي كودكان و نوجوانان استثنايي ، ميلاني فر ، نشر قومس
14- روانشناسي كودكان استثنايي ، مكوند حسيني ،انتشارات سنجش تكميلي
منابع تكميلي:
15- روانشناسي كودكان عقب مانده ذهني و روشهاي آموزش آنها ، سيف نراقي و نادري ، سمت
16 -نارسائيهاي ويژه در يادگيري ، سيف نراقي و نادري ، انتشارات مكيال
17 -روانشناسي كودكان استثنايي جلد 1 ، پرويز شريفي درآمدي ، انتشارات روانسنجي
18 -آموزش وپرورش كودكان استثنايي ، كرك و گالاگر ، ترجمه مجتبي جواديان ، ، انتشارات آستان قدس رضوي
سنجش و اندازه گيري
19- اندازه گيري،سنجش وارزشيابي آموزشي ، دكتر علي اكبر سيف ، نشر دوران زبان انگليسي عمومي وتخصصي
20- كتاب 504 واژگان ضروري
21- زبان تخصصی علوم تربیتی 2 ، دکتر محسن طالبزاده ، انتشارات سنجش
نكته: زبان تخصصي منبع خاصي ندارد ومطالعه هر متن تخصصي مربوط به كودكان استثنايي و تعليم و تربيت مفيد مي باشد .
این جمله خیلی کارها میتونه انجام بده در صورتی که بهش ایمان داشته باشیم و بهش عمل کنیم .ابتدا ذهن خود کسی که می بخشه و عشق میورزه به همه آدمیان اطرافش ، آرامش می گیره...دوست دارم با کتاباشون و زندگی نامشون آشناتون کنم که در ادامه مطلب آوردم!


سرخجه: سرخجه بیماری حاد عفونی است که با علائمی مانند تورم غدد لنفاوی ناحیه گوش، درد مفاصل، تب خفیف، بروز مشکلات پوستی توأم با خارش همراه است. این بیماری به ویژه اگر در سه یا چهار ماهه اول بارداری اتفاق افتد نقایصی مانند نارسایی های ذهنی، ناشنوایی، نابینایی، اختلالات پیشرونده مغزی، اختلالات گفتاری، اختلالات مادرزادی قلب در جنین ایجاد می کند.
اکثراً کودکان قبل از موعد به دنیا می آیند و در 20 درصد موارد سرخجه مادر باعث مرگ و سقط جنین می شود. خوشبختانه واکسن این بیماری باعث پیشگیری از ابتلا به بیماری شده است.
سیفلیس: ابتلاء مادر به بیماری سیفلیس موجب ابتلاء کودک به سیفلیس می شود.سیفلیس نوعی بیماری است که به وسیله انگلی به نام تره پونما پالیدوما از جفت عبور کرده و جنین را آلوده می کند.ابتلاء جنین به سیفلیس اکثراً باعث سقط یا زایمان نوزاد مرده یا زایمان قبل از موعد می شود و در این صورت اکثراً کودک دچار مشکلات جسمی و ذهنی است. نوزاد مبتلا به سیفلیس دارای رنگی پریده و کف دست ها و پاهایش پر از تاول های چرکی است. گرفتگی بینی توأم با ترشحات چرکی خونی، ضایعات پوستی در اطراف دهان، بینی، مقعد و اعضای تناسلی از مشخصات سیفلیس مادرزادی است. تظاهرات سیفلیس ممکن است دیررس بوده و حتی تا 10 سال به تعویق افتد.خوشبختانه به علت قابل درمان بودن با پنی سیلین از خطرات این بیماری کاسته شده است.
توکسوپلاسموزیس: این بیماری توسط انگلی به نام توکسوپلاسما گوندی از مادر مبتلا به جنین منتقل می شود. بیماری اکثراً در پیش مادر بی سر و صدا و پنهانی است و ممکن است پس از انتقال به کودک باعث نارسایی رشد قوای ذهنی بشود. بیماری در کودک اگر شدید باشد کشنده و اکثراً باعث سقط جنین می شود ولی اگر کودک جان سالم به در برد کم توانی ذهنی حتمی است که با علائم چشمی مانند آب مروارید، کم خونی، هیدروسفالی ، فلج های مختلف، و حملات صرعی مشخص می شود. افراد گوناگون با خوردن سبزیجات آلوده یا گوشت های خام و خانم ها به علت ویار حاملگی و خاک خوری مبتلا می شوند. با آزمون های مخصوص ذمانند آزمون (( تثبیت کومپلمان)) و آزمون (( همواگلوتیناسیون)) به وجود بیماری پی می برند و با داروهایی مانند سولفادیازین و داراپریم درمان می کنند.
پیشگیری اولیه (سطح اول) : پیشگیری اولیه عبارتست از اقدامهایی که به منظور حفظ سلامتی افراد سالم و جلوگیری از بروز بیماری در آنها صورت میگیرد و با اقدامهایی مانند ارتقای سطح بهداشت عمومی، بهزیستی و کیفیت زندگی افراد تامین میگردد و بنابراین مقصود از پیشگیری اولیه، پیشگیری قبل از ایجاد بیماری با کنترل علل و عوامل خطر میباشد. در پیشگیری اولیه سعی می شود از بروز بیماری به طور کلی جلوگیری شود به طوری که شخص به بیماری مبتلا نشود. نمونه این روش واکسیناسیون است.
1ـ والدین باید واقع گرا باشند و نقاط ضعف کودک خود را باور کنند.
2ـ هنگامی که افراد مسئول مثل معلمان و اطباء متخصص کودک نقاط ضعف کودک را یادآوری می کنند، والدین باید مسئله را پیگیری کنند نه آنکه انکار و حذف صورت مسئله را چاره کار بدانند.
3ـ والدین باید بتوانند جلوی خشم خود را بگیرند و چاره همه رفتارها و خطای طفل (مثل دویدن و جیغ کشیدن و درس نخواندن) را در کتک و تنبیه جسمانی جستجو نکنند.
4ـ والدین نباید انتظار داشته باشند تمام اجتماع از معلم گرفته تا اقوام و دوستان خود را با طفل ایشان منطبق کنند بلکه برعکس بدانند که هر انسان وظیفه دارد خود را با اجتماع منطبق سازد.
5ـ تا حد لازم علایم اختلالات روانپزشکی را در کودک خود بشناسند و در صورت لزوم از رجوع به پزشک غفلت نکنند.
6ـ به دنبال مقصر نباشند، بلکه به دنبال راهکار و مداخله بهنگام باشند.

دوران کودکی نقش بسیار حائز اهمیتی در زندگی هر فرد ایفا میکند.در این دوران به لحاظ تحولی،کودک به سرعت رشد میکند، مهارت ها را فرا میگیرد و از راه حواس مختلف و زبان، با محیط اطراف خود تعامل برقرار میسازد. هرگونه نقص یا تأخیر در رشد، اعماز جسمی یا ذهنی در این ایام میتواند تأثیرات بسزایی را بر آینده فرد از جمله پیشرفت تحصیلی وی تحمیل نماید.
شناسایی به موقع کمبودها و نقائص جسمی،حسی و ذهنی و اقدام بهنگام باعث میشود تا به میزان زیادی از لطمات ثانوی معلولیت بر زندگی کودک بکاهد.
كودكی نخستین و مهم ترین دوره زندگی آدمی است، از آنجا كه در این دوره ساختار شخصیتی و رفتاری انسان بنیان گذاشته می شود این مرحله از رشد را حساس ترین و سرنوشت سازترین مراحل رشد انسان می دانند. چرا كه دوران حساس critical stage)) یعنی سریع ترین دوران رشد و یادگیری با سال های اولیه كودكی و سنین پیش از دبستان منطبق است و از طرفی عدم توجه و غفلت در این دوران حساس، باعث خسارات جبران ناپذیری می شود كه در دیگر سطوح سنی و تحصیلی قابل جبران نیست
خدمات مداخله بهنگام:
این خدمات میتواند ترکیبی از موارد ذیل باشد:
1- ارزیابی
2- مشاوره و آموزش والدین
3- کاردرمانی
4- گفتاردرمانی
5- خدمات بینایی
6- خدمات شنوایی
2. اختلال یادگیری
3. آسیب دیده بینایی
4. آسیب دیده شنوایی
5. اختلال رفتاری
6.اختلال جسمی حرکتی
7. چندمعلولیتی
به طور کلی با آنکه آموزش علمی نابینایان در سال 1785 میلادی توسط والنتین هویی در پاریس شروع شده بود، اما در ایران با حدود دویست سال تاخیر یعنی در سال 1299 هجری شمسی توسط پاستور ارنست کریستوفل که از مبلغان مذهبی کلیسای پروتستان آلمان بود، آغاز گردید. به همین دلیل آموزشگاه نابینایان تبریز که توسط کریستوفل در سال 1299 در ایران تاسیس شد، نقطه شروع آموزش نابینایان ایران است.
دومین گروه دانش آموزان با نيازهاي ويژه، ناشنوایان بودند که نقطه شروع آموزش آنان به سال 1303 هجری شمسی و باز هم به شهر تبریز برمی گردد که جبار باغچه بان بنیانگذار آن بود.
آموزش ناشنوایان از قرن شانزدهم به صورت نامنظم و پراکنده و از قرن هجدهم به طور منظم و علمی آغاز شده است. با وجود اینکه حدود 400 سال به طور پراکنده و 200 سال به طور نظام مند از سابقه آموزش و توانبخشی ناشنوایان در دنیا می گذرد، اما آموزش و توانبخشی ناشنوایان در ایران به طور علمی توسط جبار باغچه بان در سال 1303 و در شهر فرهنگی تبریز آغاز شد.
با آنکه آموزش نابینایان و ناشنوایان از ابتدای سال 1300 شروع شده بود، آموزش کودکان کم توان ذهنی از سال 1329 یعنی حدود 30 سال بعد، توسط مؤسسه جهانی جونیت آمریکا شروع شد. همچنین توجه به مشکلات افراد چند معلولیتی و معلولین جسمی- حرکتی از سال 1339 و با تاسیس آسایشگاه های پلشت ورامین و نو توانی نورافشان شروع شد. در رابطه با سایر گروه ها تا زمان تاسیس دفتر آموزش کودکان استثنایی در سال 1347 حرکت های برجسته ای صورت نگرفته است.تعریف آموزش و پرورش تطبیقی
آموزش و پرورش تطبیقی به دانشی اطلاق می شود که موضوع آن شناسایی، تحلیل و مقایسه شباهت ها و تفاوت های پدیده های تربیتی در داخل یک نظام آموزشی و یا بین نظام های آموزش و پرورش کشورهای مختلف جهان با توجه به عوامل اجتماعی، مذهبی، اقتصادی، سیاسی مؤثر در تشکیل و پیدایش آنهاست
اهداف آموزش و پرورش تطبیقی
اصول عمومی آموزش و پرورش تطبیقی
به همین منظور مطلبی رو در اینجا جمع آوری کردم...
همانطوری كه اجتماع تمایل به آموزش ویژه برای كودكان عقب مانده رانشان می دهد، برای كودكان تیزهوش كه احتیاج به آموزش ویژه دارند زیاد علاقه ای نشان نداده اند.
بسیار مشكل و یا غیرممكن خواهد بود كه بتوان مطابق احتیاج اینگونه كودكان آموزش خاصی را ترتیب داده و حتی بودجه ای برای آموزش مخصوص این نوع كودكان در نظر گرفت.
اگر چه هنوز برای تعیین و تهیه برنامه های درسی تیزهوشان صحبت و مجادله زیاد است و این بحث و اختلاف بیشتر آن موقعی به چشم میخورد كه تیزهوشان از گروه درس خوان یاهنر دوست باشند. نبودن تحقیقاتی كه از آموزش ویژه این افراد حمایت می كند اختلاف نظر را بیشتر می كند.
اختلافات فرهنگی، محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی و زندگی در محیط بسته و دوردست و خالی از انگیزه ها ، سه عامل مهم گروهی از تیزهوشان است كه در پیشرفت آنان اشكال تولید می كند و مسلم است از بین بردن اشكالات فوق باعث پیشرفت سریع آنان خواهد شد.
منبع: سایت شمیم
شکل ظاهری
قد و وزن
مهارت های حرکتی درشت و ظریف
کم مهارتی یا تنبلی حرکتی
بینایی و شنوایی
لامسه، بویایی و چشایی
دستگاه گویایی و تکلم
ویژگی های ذهنی و شناختی:
هوشبهر
توانایی تحصیلی
محدودیت در خزانه لغات و واژگان
توجه و پردازش اطلاعات
حافظه
محدودیت در تفکر انتزاعی(تفکر، استدلال و رشد مفاهیم)
ضغف در تشخیص موقعیت های مطلوب
ضعف در تعمیم موقعیت های مطلوب
ضعف در انتقال یادگیری
خیلی وقته به وبلاگ سر نزدم و وبلاگ راکد مونده
تصمیم دارم امسال تمام تلاشم رو برای شروع تازه فعالیت های انجمن علمی بکنم.
امیدوارم با نظرات و انتقاداتتون منو و انجمن علمی رو یاری کنید.
منتظر حضور گرمتون هستم...!
دوستم یه تست برام فرستاده بود٬ تست جالبیه اما نمیدونم چقدر علمی هست!
خوشحال میشم وقتی خودتونو تست میکنید پاسخاتونو توی نظرات درج کنید تا شخصیتمون برا همه ملموس تر بشه!

فقط سه سوال !
پاسخ ها روشنگر خواهند بود.
* صادق باشید و پاسخ ها را قبل از جواب دادن نبینید.
* ذهن همانند چتر می ماند وقتی خوب کار می کند که کاملا باز شود.
* تقلب نکنید.
- به ترتیب به سوالات جواب دهید.
- فقط سه سوال پرسیده خواهد شد.اگر قبل از جواب پاسخ ها را نگاه کنید آزمون شما را به خوبی هدایت نخواهد کرد.
یک قلم کاغذ آماده کنید در انتها به پاسخ های داده شده نیاز خواهید داشت.
این یک پرسشنامه صادقانه است که به شما چیزهایی درباره واقعیت درونتان خواهد گفت.
به هر سوال فقط یک پاسخ بدهید.
اولین چیزی که به ذهن شما خطور می کند بهترین است.
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
من این مطلبو خیلی وقت پیش به صورت جدول بندی تایپ کرده بودم و ظاهر زیبایی داشت ولی نشدبذارمش توی وبلاگ! درسته الان ظاهرش زیبا نیست اما مطلبی هست که خیلی کاربردی هست و پیشنهاد میکنم تا آخرش بخونید
راستی سال نو همتون مبارک![]()
۲۳مهر ماه، روز جهانی عصای سپید رو بهتون تبریک میگم
یه مصاحبه از یه دوست نابینا از کانون فانوس داشتم،برام حرفاش
جالب بود...
معصومه رضايي، دانشجوي ترم پنج ادبيات فازسي دانشگاه شيراز
- دنياي نابينايان چه رنگيه؟ اگه از خودتون بپرسن دنياتون چه رنگيه،خوب چه
رنگيه ،اگه كسي هم دنيا رو نديده براش رنگ خاصي نداره،آدم هر وقت ناراحته
فكر ميكنه كه چقد دنيا سياه وتاريكه،هر وقت هم خوشحاله دنيا براش روشنه و زيبا.
-تصورتون از زيبايي؟ اگه منظور از زيبايي يه شاخه گل باشه،با لمس كردنش يا
مثلا توي ساحل قدم زدن و گوش دادن به صداي موج ها اوج زيباييه، يا وقتي
ميريم بيرون همه ميگن اين كه چيزي نميبينه،ميره جنگل چي ببينه،اما همين
استشمام طراوت و پاكيزگي هواي جنگل اوج زيباييه.
- خدا در يك جمله؟ هر كس خودشو بشناسه، خداي خودشو مي شناسه.حتما كسي
نبايد الهيات خونده باشه، ما مي تونيم حتي توي بي سوادي خدا روبشناسيم.
خواستتون از افرادعادي؟ مثل بقيه باهامون رفتار كنن،كاملامعمولي، نه اونقدر
بي تفاوت، نه اونقدر ترحم آميز.-
- يه خاطره بد؟ چند روز پيش با خط واحد خواستم خوابگاه پياده بشم، اشتباهي
میدون علم پياده شدم، با توجه از تصورم از خوابگاه اومدم وسط خيابون، يه آقايي
موضوع رو فهميد و خواست برام تاكسي بگيره، فكر كردم شايد مشكلي پيش بياد و
نخواستم ولي تا به خودم اومدم سوار تاكسي بودم، اولين بارم بود تنهايي سوار
تاكسي ميشدم. اون لحظه خيلي تلخ بود ولي الان بهش مي خندم. كاش راننده ها
هر ايستگاه رواعلام كنن.
- حرف آخر؟ اميدوارم روزي برسه كه افراد نابينا هيچ مشكلي در جامعه نداشته
باشن و بتونن از تمام حق و حقوقشون مثل افراد عادي برخوردار بشن.
همه ی ما با نیروی کاملا یکسانی زندگی می کنیم. با یک قانون : قانون جاذبه
این قانون می گوید : هر چیزی را که وارد زندگیمان می شود را٬ خودمان جذب کرده ایم.
تمام چیزهایی را که در ذهنمان می گذرد را خودمان جذب می کنیم.
قانون جاذبه اهمیتی نمی دهد که شما چه چیزی را می خواهید و چه چیزی را نمی خواهید.
حتی وقتی به چیزی فکر می کنید یا نگاه می کنید که آن را نمی خواهید و با آن مخالفت
می کنید آن را به طرف خودتان جذب می کنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است.
هر چیزی که روی آن متمرکز می شوید را به سوی خود جذب می کنید. و هرگاه این
تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریعتر خواهد بود.
مراقبت از افکار ٬ کار سختی به نظر می رسد اما احساساتمان به ما کمک می کند که
بفهمیم که به چه فکر می کنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این
احساس خوب باعث می شود که جهتگیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره
افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم می زند.
به یک چیز زیبا فکر کنید.به یک موسیقی زیبا گوش کنید تا احساس خوبی پیدا کنید. هر چه
احساس بهتری داشته باشید چیزهای خوب را بیشتر جذب می کنید که باعث می شود بالاتر
و بالاتر بروید.
وقتی نسبت به چیزی احساس عشق می کنید آن احساس آنقدر بزرگ است که می تواند
برایتان خوشبختی را به ارمغان بیاورد..
چرچیل: شما جهان خود را می سازید همانطور که در آن پیش می روید. زندگی می تواند
کاملا رویایی باشد و اینطور خواهد بود اگر شما این راز را استفاده کنید.
جهان هستی مثل غول چراغ جادوست. غول چراغ جادو فقط می گوید: فرمانبردارم
سرورم و همیشه فقط همین حرف را تکرار می کند. پس کافیست که شما فقط آن چیزی
را که دوست دارید طلب کنید تا غول چراغ جادو به شما بگوید فرمانبردارم سرورم
و خواسته تان را برآورده کند.
پس اگر دانسته یا ندانسته در مورد چیزی که نمی خواهید یا دوست ندارید٬ حرف بزنید یا
گله و شکایت کنید یا احساس ناراحتی کنید. غول چذاغ جادو بازهم می گوید: فرمانبردارم
سرورم و همان را برایتان فراهم می کند.
آرزو کن٬ بطلب٬ ایمان داشته باش٬ دریافت کن.
آن چیزی را که می خواهید طلب کنید. اکثر ما به خودمان اجازه نمی دهیم آن چیزی را
که واقعا دلمان می خواهد را طلب کنیم.
کائنات به افکار شما پاسخ می دهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که
می خواهید هم جهت کنید. یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.
هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم.
اگر به جای شکایت برای چیزهایی که داری قدر دانی کنید احساس بهتری پیدا می کنید
و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمتتان می شود. وقتی چیزی را تجسم می کنی
د آن را پدید می آورید. پس هنگام تجسم همیشه روی نتیجه پایانی متمرکز شوید.
وقتی خود را در موقعیتی که دوست دارید تصور می کنید٬ دیگر احساس نمی کنید
که به آن چیز نیاز دارید بلکه احساس می کنید که آن چیز را دارید و آن احساس باعث
می شود که کائنات همان موقعیت را برایتان پدید آورد.
اگر به دنبال حس لذت درونی٬ بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان
پدیدار می شود.
شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمی تواند برای شما
فکر کند...
برگرفته شده از کتاب راز
چشم هاتو ببند و حدس بزن!
هدف:
بالا بردن تمركز كودك
تقويت مهارت هاي بياني كودك
بالا بردن ميزان ادراك از راه حس لامسه
تشخيص و شناخت جنس هاي مختلف بدون استفاده از حس بينايي
تقويت حافظه كودك در زمينه چيزهاي مختلف
ايجاد حس عاطفي قوي بين مادر و كودك
ديگر گذشت آن زمان كه بچه ها دل به كوچه ها مي سپردند و خودشان بازي هاي
خودشان را مي آفرينند. نياز به بازي كردن چيزي نيست كه از وجود بچه ها بيرون
برود. بازي ها هم براي بچه ها لذت بخش هستند وهم مي توانند آنها را با مفاهيم
دنياي پيرامونشان آشنا كنند. اينكه بازي رابطه عاطفي شما با كودكتان را تقويت ميكند
هم نيازبه گفتن ندارد. بازي هايي كه نياز به ابزار ويژه اي ندارد و پدر و مادرها
به راحتي مي توانند به كمك كودكشان وسايل بازي را بسازند؛ خود اين اسباب بازي
ساختن هم يك جورهايي بازي است!
چه جور بازي كنيم؟
يك جعبه مثلا جعبه شيريني يا كفش را انتخاب كرده و روي آن را بانقاشي يا هر
وسيله ديگري تزيين مي كنيم تا براي كودك جذاب شود، دو طرف آن يك سوراخ
به قطري كه دست كودك بتواند از آن عبور كند ايجاد مي كنيم و روي سوراخ ها
را با پارچه طوري كه داخل جعبه مشخص نشود، مي پوشانيم. در واقع ما با اين
كار مي خواهيم وسيله اي درست كنيم كه داخل آن ديده نشود و كودك از حس
لامسه خود استفاده كند؛ سپس چند اسباب بازي يا چيزهاي كوچكي كه كودك آنها
را مي شناسد،داخل جعبه مي گذاريم. (اين وسايل به فراخور سن كودك مي توانند
ساده يا پيچيده باشند). مادر جعبه را جلوي كودك خود مي گيرد و از او مي خواهد
دستش را داخل جعبه كند و با لمس چيزهايي كه در آن هست تشخيص دهد آن
چيست واز چه جنسي است. پس از اينكه كودك شئ راتشخيص داد، مادر آن را
از جعبه خارج مي كند تا معلوم شود او درست تشخيص داده است يا نه.
براي كودكان در سنين بالاتر، مادر مي تواند دو جعبه را كه محتويات آن مثل هم
باشند، جلوي كودك بگذارند و از او بخواهد مثل قبل دستش را درون جعبه ببرد،
چيزي را شناسايي كند و آن را از جعبه بيرون بياورد . سپس دستش را درون
جعبه دوم كند و عين همان شئ را از آن خارج كند.
سمانه سادات مصباحي-كارشناس تكنولوژي آموزشي
در سياره بعد، دانش آموزي مسكن داشت...شازده كوچولو گفت: "سلام".
دانش آموز گفت: "سلام. تو مثل اينكه اهل اينجا نيستي...پی چيزی میگردی؟"
شازده كوچولو گفت: پی دوستی می گردم كه با او بازي كنم...بيا كمی با هم بازي كنيم."
دانش آموز گفت: آن بازي كه تو می گويی چيز فراموش شده ای است. اينجا در
مدرسه بچه ها پای دستگاه بازي می كنند."
آن وقت شروع كرد انگشتانش را روی صفحه ای فشار دادن و به صفحه ای ديگر
كه روبرويش بود خيره شد.
شازده كوچولو گفت: "مدرسه ديگر چيست؟"
دانش آموز گفت: "آخ باختم...چقدر حرف می زنی!...در مدرسه به آدم درس می دهند
و اينش بد است. ولی در آن می شود نشست پای دستگاه و در بازی كرد و اينش
خوب است. البته بعضی وقت ها وقت ها در بازی ها حتی می شود خيلی چيزها
ياد گرفت و مغز را به كار انداخت و خلاق كرد كه اينش يك كمی سخت است. تو
می خواهی درس بخوانی؟"
شازده كوچولو گفت: "نه. می خواهم بازی كنم... نگفتی بازی شما چه جوری است؟"
دانش آموز گفت: "يك عالمه آدم را می كشی و دست و پا و گوش می بری و به غنيمت
می گيری و پول می دزدی و بانك می زنی و كشور درست میكنی و دايناسور
استخدام می كنی و برده می گيری..."
شازده كوچولو گفت: "تو با اين پول ها و دست ها و پاها و گوش ها و كشورها چه
كار می كنی؟"
دانش آموز گفت: "ذخيره شان می كنم و دوباره میروم و در كمترين زمان زياد شان
می كنم. كار خيلی مهمی است و خيلی مهم است و خيلی مهارت می خواهد، ولي
حيف كه خيلی از معلم ها و پدرها و مادرها از پسش بر نمی آيند و دستشان آن قدر
تند نيست. اين است كه هی غر می زنند كه وقت تلف می كنم و از درس و زندگی
می مانم، ولی من از پس كارهای مهم بر می آيم."
شازده كوچولو گفت: "من گلی دارم كه صبح به صبح آبش می دهم...آتش فشانی دارم
كه صبح به صبح پاكش می كنم...ولی كار تو هيچ فايده ای به حال گل ها و
آتش فشان ها ندارد."
...و راهش را كشيد و رفت.
دانش آموز با خودش گفت: "اين هم آدم بزرگ ديگری كه فقط بلد است غر بزند...
چقدر اين آدم بزرگ ها عجيب اند!..."
وآن وقت رفت سراغ شمردن دست ها و گوش ها و دایناسورها و کشورها...!!!
هدف: صوت آموزي و اصلاح تلفظ ميباشد.
لزوم به كار گيري اشارات دستي فقط هنگامي توصيه مي شود كه دانش آموزان
به هيچ وجه نتوانند مطلب را درك كنند«شنيدن، لب خواني، تكرار و ...»
راحتي يادگيري و به كار بستن الفباي دستي به اين علت است كه كليه علايم گويا
هستند و اكثر آنها تقريبا به همان جايگاه توليد صدا اشاره نموده و يا نحوه شكل
نوشتاري حرف مد نظر است.
«دست در همه حالتها ثابت مي باشد به جز در{اي}و{ر}»
گروه اول: صداهاي آوايي (حنجره اي)
مصوت هاي زبان فارسي
اشارات مصوتها تا حدود زيادي به بيان نزديك است. يعني نحوه استفاده از
انگشتان و دست تقريبا همان حالت تلفظ مصوتها است كه شكل لبها ،زبان و
حفره دهان تغيير مي يابد.
(او) سه انگشت كاملا بسته ،لبها گرد و جمع شده، زبان افتاده.
(اُ) سه انگشت نيمه بسته، لبها كمي جمع شده، دندانها از هم فاصله مي گيرند.
(اَ) دست را تا امتداد شانه بالا آورده، دهان نيمه باز، لبها كمي كشيده مي شود،
زبان افتاده دندانها از هم فاصله مي گيرند.
(آ) دهان كاملا باز، انگشت شصت و اشاره به صورت زاويه 90 درجه باز.
(اِ) دهان نيمه باز، فك كمي متمايل به پايين، زبان افتاده و سر زبان با
پشت دندان هاي پايين تماس پيدا مي كند.
(اي) دست باز، كف دست به طرف پايين، انگشتان بسته، دندانها روي هم، دهان
كاملا كشيده، لب و دندان كمي از هم فاصله مي گيرند.
صامت هاي آوايي امتداد پذير:
امتداد و تكرار مستمر در صداها امكان پذير است و جريان هوا باعث ميشود
كه يكي از اندام هاي گفتاري در اثر لرزش به صدا درآيد و آوا ايجادشود.
لب و دندان نقش مهمي در تفهيم آوا دارند.
(و) قرار گرفتن دندان هاي بالا روي لب پايين.
(ز) دهان نيمه باز، دندانها روي هم، برخورد سر زبان با لثه هاي پايين.
(ژ) كف دست به طرف بيننده، لبها كمي جمع شده، سر زبان برخاسته بين لثه و
سقف دهان قرار مي گيرد.
(برای دیدن بقیه حروف به ادامه مراجعه کنید.)